چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟ | با مثال کاربردی

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟ | با مثال کاربردی

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟ | با مثال کاربردی

حتماً برات پیش اومده که تو یه تایم‌فریم یه سیگنال خرید عالی می‌بینی، با هیجان وارد معامله می‌شی، ولی یهو بازار برمی‌گرده خلاف جهتی که فکر می‌کردی و ضرر می‌دی! این دقیقاً همون اشتباه معروفیه که خیلی از تریدرها، مخصوصاً تازه‌کارا، انجام می‌دن. چرا؟ چون فقط به یه تایم‌فریم نگاه کردن و “تصویر بزرگ” رو ندیدن.

اینجاست که تحلیل چند تایم فریم میاد به دادت می‌رسه. توی این مقاله می‌خوایم قدم‌به‌قدم و کاملاً عملی یادت بدیم چطور با این تکنیک، نقطه ورودت رو حسابی دقیق کنی، ریسک معاملاتت رو پایین بیاری و دیگه تو دام سیگنال‌های قلابی نیفتی. در ادامه با سایت نیما ایمانی همراه باشید.

عناوین مقاله چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟:

  1. تحلیل چند تایم فریم به زبان ساده
  2. تعیین روند در تایم فریم بالاتر
  3. پیدا کردن ساختار بازار
  4. ورود در تایم پایین‌تر
  5. مثال عملی روی یک جفت ارز
  6. مثال کاربردی روی کریپتو
  7. جمع‌بندی

 

همچنین میتوانید مقاله در چه تایم فریم ترید کنیم؟ تقاوت تایم فریم ها را هم مشاهده فرمایید.

 

تحلیل چند تایم فریم به زبان ساده

تحلیل چند تایم فریم به زبان ساده، یعنی بررسی یک دارایی در بازه‌های زمانی مختلف قبل از گرفتن تصمیم نهایی برای معامله. اگر تنها روی یک تایم‌فریم متمرکز شوید، مانند این است که با ذره‌بین به یک برگ نگاه کنید، بدون اینکه بدانید کل جنگل در چه وضعیتی است. برعکس، اگر فقط تایم‌فریم‌های بزرگ را ببینید، ممکن است مسیر دقیق حرکت و نقاط ورود مناسب را از دست بدهید.

هدف نهایی این روش، ترکیب قدرت این دو دیدگاه است: استفاده از تایم‌فریم‌های بالاتر برای تشخیص روند اصلی و سطوح کلیدی، و استفاده از تایم‌فریم‌های پایین‌تر برای یافتن بهترین نقطه ورود و مدیریت ریسک. به این ترتیب، شما نه تنها جهت حرکت کشتی را می‌دانید، بلکه دقیقاً بهترین لحظه برای سوار شدن به آن را نیز پیدا می‌کنید.

قانون طلایی در این سبک تحلیل، پیروی از رویکرد از بالا به پایین (Top-Down) است. یعنی همیشه تحلیل خود را از بزرگترین تایم‌فریم شروع کرده و به سمت تایم‌فریم‌های کوچک‌تر حرکت می‌کنیم.

 

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟

 

تعیین روند در تایم فریم بالاتر

اولین و مهم‌ترین گام در تحلیل چند تایم فریم، مشخص کردن “تصویر بزرگ” بازار است. تصور کنید می‌خواهید به یک سفر طولانی بروید. اول باید مقصد را انتخاب کنید و مسیر کلی را روی نقشه ببینید، بعد نوبت به جزئیات مثل خیابان‌های فرعی می‌رسد. در معامله‌گری هم دقیقاً همین طور است. تایم‌فریم بالاتر، همان نقشه راه شماست.

 

چرا تایم فریم بالاتر اینقدر مهم است؟

تایم‌فریم‌های بالاتر (مثل روزانه یا هفتگی) تصویر واقعی و بدون هیاهوی بازار را نشان می‌دهند. نویزهای قیمتی و نوسانات هیجانی که در تایم‌فریم‌های پایین‌تر می‌بینید، در این تایم‌فریم‌ها فیلتر می‌شوند و فقط حرکت اصلی قیمت باقی می‌ماند. به همین دلیل، روندی که در تایم‌فریم بالاتر تشخیص می‌دهید، از اعتبار خیلی بیشتری برخوردار است.

 

چطور تایم فریم بالاتر مناسب را انتخاب کنیم؟

انتخاب تایم‌فریم بالاتر به سبک معاملاتی شما بستگی دارد. یک قانون سرانگشتی ساده این است: تایم‌فریم بالاتر باید حداقل ۴ برابر تایم‌فریم معاملاتی شما باشد. مثلاً:

  • اگر اسکلپر هستید و با تایم‌فریم ۱ یا ۵ دقیقه کار می‌کنید، تایم‌فریم بالاتر مناسب برای شما ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعته است.

  • اگر معامله‌گر روزانه هستید و با تایم‌فریم ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعته معامله می‌کنید، تایم‌فریم ۴ ساعته یا روزانه را به عنوان تایم‌فریم بالاتر انتخاب کنید.

  • اگر نوسان‌گیر (Swing Trader) هستید و معاملاتتان چند روز تا چند هفته طول می‌کشد، تایم‌فریم‌های روزانه و هفتگی گزینه‌های مناسبی هستند.

 

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟

 

حالا برویم سراغ سه کاری که در این تایم‌فریم باید انجام دهید:

۱. تشخیص روند کلی

تشخیص روند در تایم‌فریم بالاتر کار سختی نیست. چند روش ساده و کاربردی برای این کار وجود دارد:

روش اول: خط روند ساده
کافی است دو کف یا دو سقف مهم را به هم وصل کنید. اگر خط روند صعودی باشد (کف‌های بالاتر)، بازار در روند صعودی است. اگر خط روند نزولی باشد (سقف‌های پایین‌تر)، بازار در روند نزولی است. اگر خط روند افقی باشد، بازار در محدوده خنثی یا رِنج قرار دارد.

 

روش دوم: میانگین متحرک
از یک میانگین متحرک ساده با دوره ۲۰۰ (MA200) استفاده کنید. اگر قیمت بالای این میانگین قرار داشته باشد و میانگین رو به بالا باشد، روند صعودی است. اگر قیمت پایین میانگین باشد و میانگین رو به پایین باشد، روند نزولی است.

 

روش سوم: سقف‌ها و کف‌ها
ساده‌ترین روش: در یک روند صعودی، ما شاهد قله‌های بالاتر (Higher Highs) و دره‌های بالاتر (Higher Lows) هستیم. در روند نزولی، قله‌های پایین‌تر (Lower Highs) و دره‌های پایین‌تر (Lower Lows) داریم.

مهم‌ترین نکته: وقتی روند را تشخیص دادید، یک قانون طلایی را به خاطر بسپارید: “روند دوست شماست” . همیشه سعی کنید در جهت روند اصلی معامله کنید. اگر روند صعودی است، دنبال فرصت‌های خرید بگردید و اگر نزولی است، دنبال فرصت‌های فروش. معامله بر خلاف روند اصلی، مثل دویدن خلاف جهت اتوبان است؛ شاید چند بار جواب بدهد، اما ریسکش خیلی بالاست.

 

۲. شناسایی سطوح کلیدی

بعد از تشخیص روند، نوبت به پیدا کردن محدوده‌های مهم می‌رسد. این سطوح جاهایی هستند که قیمت در گذشته به آنها واکنش نشان داده و احتمال واکنش دوباره هم بالاست.

چه سطوحی را باید شناسایی کنیم؟

  • حمایت‌ها و مقاومت‌های اصلی: جاهایی که قیمت چند بار به آنها برخورد کرده و برگشته است. هرچه تعداد برخوردها بیشتر باشد، سطح معتبرتر است.

  • کف‌ها و سقف‌های قبلی: آخرین نوسان‌های مهم قیمت. معمولاً قیمت وقتی به این محدوده‌ها می‌رسد، واکنش نشان می‌دهد.

  • سطوح روانی (اعداد گرد): مثلاً در جفت ارز یورو دلار، سطح ۱.۱۰۰۰ یا ۱.۲۰۰۰. در بیت‌کوین، اعدادی مثل ۳۰,۰۰۰ یا ۵۰,۰۰۰ دلار. این سطوح به خاطر تمرکز معامله‌گران روی آنها، اهمیت روانی پیدا می‌کنند.

  • سطوح فیبوناچی: اگر با فیبوناچی کار می‌کنید، سطوح ۰.۳۸۲، ۰.۵ و ۰.۶۱۸ در تایم‌فریم بالاتر می‌توانند خیلی مهم باشند.

نکته حرفه‌ای: این سطوح را روی چارت تایم‌فریم بالاتر علامت بزنید و بعد که به تایم‌فریم پایین‌تر رفتید، همان خطوط را ببینید. قدرت این سطوح در تایم‌فریم بالاتر به قدری است که در تایم‌فریم پایین‌تر هم به عنوان محدوده‌های کلیدی عمل می‌کنند.

 

۳. تعیین استراتژی کلی

حالا که روند و سطوح کلیدی را می‌دانید، وقتش است که استراتژی معاملاتی خود را مشخص کنید. این استراتژی باید بر اساس سه حالت بازار تنظیم شود:

الف) بازار صعودی (روند بالا):

  • فقط به دنبال فرصت‌های خرید (Long) باشید.

  • منتظر بمانید تا قیمت به سطوح حمایتی یا نواحی اصلاحی برسد.

  • از واکنش قیمت به حمایت‌ها برای ورود به معامله استفاده کنید.

  • فروش در این بازار ریسک بالایی دارد، مگر اینکه معامله‌گر حرفه‌ای باشید و دلایل محکمی برای بازگشت روند داشته باشید.

 

ب) بازار نزولی (روند پایین):

  • فقط به دنبال فرصت‌های فروش (Short) باشید.

  • منتظر بمانید تا قیمت به سطوح مقاومتی یا نواحی اصلاحی برسد.

  • از واکنش قیمت به مقاومت‌ها برای ورود به معامله استفاده کنید.

  • خرید در این بازار به همان اندازه فروش در بازار صعودی ریسک دارد.

 

ج) بازار خنثی یا رِنج (روند افقی):

  • هم می‌توان خرید و هم فروش کرد، اما با یک استراتژی خاص.

  • استراتژی اصلی: خرید از نزدیکی حمایت و فروش از نزدیکی مقاومت.

  • حد ضرر را کمی پایین‌تر از حمایت (برای خرید) و کمی بالاتر از مقاومت (برای فروش) قرار دهید.

  • در بازار رِنج، از معامله در میانه محدوده خودداری کنید، چون نه حمایت معتبری دارید و نه مقاومتی.

یک مثال ساده: فرض کنید در تایم‌فریم روزانه، روند صعودی است و قیمت در نزدیکی یک حمایت قوی (مثلاً میانگین متحرک ۲۰۰ روزه) قرار دارد. استراتژی شما مشخص است: به دنبال فرصت خرید باشید. حالا می‌روید سراغ تایم‌فریم پایین‌تر تا بهترین نقطه ورود را پیدا کنید. این یعنی شما با روند دوست شده‌اید و احتمال موفقیت معامله‌تان بالاتر رفته استچگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟

 

 

 

اشتباهات رایج در این مرحله

  • نگاه کردن به تایم‌فریم بالاتر فقط برای تأیید: بعضی‌ها اول در تایم‌فریم پایین سیگنال می‌گیرند، بعد می‌روند تایم‌فریم بالا را نگاه می‌کنند. این کار کاملاً اشتباه است. همیشه باید از بالا به پایین تحلیل کنید.

  • استفاده از تایم‌فریم خیلی بزرگ: اگر معامله‌گر روزانه هستید و تایم‌فریم بالاتر را ماهانه انتخاب کنید، خیلی از جزئیات مهم را از دست می‌دهید. تایم‌فریم بالاتر باید متناسب با سبک شما باشد.

  • تغییر نظر با دیدن یک کندل مخالف: در تایم‌فریم بالاتر، یک کندل مخالف به معنی تغییر روند نیست. برای تشخیص تغییر روند، باید حداقل چند کندل یا یک ساختار مشخص شکل بگیرد.

 

خلاصه و نکته پایانی

تایم‌فریم بالاتر، پایه و اساس تحلیل شماست. وقت کافی برای این مرحله بگذارید. عجله نکنید. مطمئن شوید که روند اصلی را درست تشخیص داده‌اید و سطوح کلیدی را به درستی روی چارت علامت زده‌اید. یادتان باشد، هرچه تحلیل شما در این مرحله دقیق‌تر باشد، مراحل بعدی (پیدا کردن ساختار بازار و ورود در تایم پایین‌تر) را راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری پیش خواهید برد.

این اولین و مهم‌ترین گام از سه گام طلایی تحلیل چند تایم فریم است. در گام بعدی، یاد می‌گیرید که چطور در تایم‌فریم میانی، ساختار بازار را پیدا کنید و خودتان را برای ورود آماده کنید.

 

پیدا کردن ساختار بازار

بعد از اینکه تصویر بزرگ بازار را در تایم فریم بالاتر مشخص کردید، حالا نوبت به یک گام حیاتی می‌رسد: پیدا کردن ساختار بازار در تایم‌فریم میانی. اگر تایم‌فریم بالاتر را “استراتژی کلی” معامله در نظر بگیریم، تایم‌فریم میانی “تاکتیک‌های جنگی” ماست. اینجا جایی است که تصمیم می‌گیریم دقیقاً در کدام منطقه و با چه برنامه‌ای وارد معامله شویم.

 

چرا تایم‌فریم میانی اینقدر اهمیت دارد؟

تایم فریم میانی مثل یک پل ارتباطی عمل می‌کند. از یک سو، جهت‌گیری کلی را از تایم‌فریم بالاتر گرفته و از سوی دیگر، جزئیات کافی برای پیدا کردن محدوده‌های ورود را در اختیار ما می‌گذارد. بدون این پل، یا درگیر نویزهای تایم‌فریم پایین می‌شویم یا آنقدر کلی‌نگر می‌مانیم که نقطه ورود مناسبی پیدا نمی‌کنیم.

اگر تایم فریم بالاتر شما روزانه باشد، تایم‌فریم میانی معمولاً ۴ ساعته یا ۱ ساعته است. اگر با تایم‌فریم ۴ ساعته به عنوان بالاتر کار می‌کنید، تایم‌فریم میانی می‌تواند ۱ ساعته یا ۳۰ دقیقه باشد.

 

حالا برویم سراغ سه مأموریت اصلی که در این تایم‌فریم باید انجام دهیم:

۱. تأیید هماهنگی

اولین کاری که در تایم فریم میانی انجام می‌دهیم، بررسی هماهنگی آن با تایم‌فریم بالاتر است. این مرحله خیلی مهم است، چون بعضی وقت‌ها ممکن است تایم فریم بالاتر صعودی باشد، اما تایم‌فریم میانی نشانه‌هایی از ضعف یا برگشت نشان بدهد.

 

چه معنایی دارد؟

  • هماهنگی کامل: اگر تایم‌فریم بالاتر صعودی است و در تایم‌فریم میانی هم قیمت در حال تشکیل کف‌های بالاتر و سقف‌های بالاتر است، یعنی همه چیز عالی پیش می‌رود. این نشانه یک روند قدرتمند و پایدار است.

  • واگرایی موقت: اگر تایم‌فریم بالاتر صعودی است، اما در تایم‌فریم میانی قیمت در حال اصلاح است (کف‌های پایین‌تر می‌زند)، این لزوماً بد نیست. این فقط نشان می‌دهد که بازار در فاز اصلاحی قرار دارد و ما باید منتظر تمام شدن این اصلاح باشیم.

  • هشدار جدی: اگر تایم‌فریم بالاتر صعودی است، اما در تایم‌فریم میانی ساختار کاملاً نزولی شکل گرفته (سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر)، این یک زنگ خطر است. ممکن است روند در حال برگشت باشد یا حداقل اصلاح عمیق‌تری در راه باشد.

 

چطور این هماهنگی را بررسی کنیم؟

یک راه ساده این است که خط روند تایم‌فریم بالاتر را روی تایم‌فریم میانی هم بکشید. اگر قیمت در تایم‌فریم میانی بالای خط روند صعودی تایم‌فریم بالاتر باقی ماند، همه چیز خوب است. اگر خط روند را شکست، یعنی اصلاح عمیق‌تری در راه است.

 

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟

 

۲. شناسایی نواحی اصلاحی

اینجا جایی است که باید کمی صبور باشیم. بازارها هیچوقت یکطرفه و بدون وقفه حرکت نمی‌کنند. حتی قوی‌ترین روندها هم نیاز به استراحت و اصلاح دارند. این اصلاح‌ها دقیقاً همان فرصت‌هایی هستند که ما منتظرشان هستیم.

چه نوع اصلاحاتی را باید بشناسیم؟

  • پولبک (Pullback): ساده‌ترین نوع اصلاح. قیمت کمی برخلاف روند اصلی حرکت می‌کند و دوباره برمی‌گردد. مثلاً در یک روند صعودی، قیمت چند کندل نزولی می‌زند و بعد دوباره به مسیر صعود برمی‌گردد.

  • اصلاح عمیق‌تر: گاهی قیمت تا سطوح حمایتی مهم (مثل میانگین متحرک ۵۰ یا ۱۰۰ دوره‌ای) برمی‌گردد و از آنجا واکنش نشان می‌دهد.

  • اصلاح پیچیده: در این حالت، قیمت به جای یک حرکت ساده، یک الگوی اصلاحی مثل مثلث یا پرچم تشکیل می‌دهد.

 

چطور محدوده‌های اصلاحی را پیدا کنیم؟

چند ابزار ساده برای این کار وجود دارد:

ابزار اول: فیبوناچی اصلاحی
بعد از یک حرکت قوی در تایم‌فریم میانی، ابزار فیبوناچی را از کف تا سقف حرکت (یا برعکس در روند نزولی) بکشید. سطوح ۰.۳۸۲، ۰.۵ و ۰.۶۱۸ معمولاً جاهایی هستند که قیمت اصلاح را تمام می‌کند و برمی‌گردد.

 

ابزار دوم: میانگین‌های متحرک
در یک روند صعودی، میانگین‌های متحرک ۲۰، ۵۰ و ۱۰۰ دوره‌ای معمولاً به عنوان سطوح حمایت پویا عمل می‌کنند. وقتی قیمت به این میانگین‌ها می‌رسد و واکنش نشان می‌دهد، می‌تواند نشانه تمام شدن اصلاح باشد.

 

ابزار سوم: خطوط روند کوتاه‌مدت
گاهی اصلاح به صورت یک کانال نزولی کوچک (در روند صعودی) شکل می‌گیرد. کشیدن خط روند روی این کانال به ما نشان می‌دهد که اصلاح کجا می‌تواند تمام شود.

 

نکته مهم: ما به دنبال پیش‌بینی دقیق کف اصلاح نیستیم. فقط می‌خواهیم محدوده‌هایی را پیدا کنیم که احتمال برگشت قیمت در آنها زیاد است.

 

۳. تعیین محدوده‌های معاملاتی

در تایم‌فریم میانی، الگوهای قیمتی واضح‌تری نسبت به تایم‌فریم بالاتر شکل می‌گیرند. این الگوها به ما می‌گویند که بازار چه رفتاری دارد و قرار است به کجا برود.

 

مهم‌ترین الگوهایی که باید بشناسیم:

الف) کانال‌ها (Channels):

  • کانال صعودی: قیمت بین دو خط موازی با شیب مثبت حرکت می‌کند. استراتژی: خرید از خط پایین کانال و فروش از خط بالای کانال.

  • کانال نزولی: قیمت بین دو خط موازی با شیب منفی حرکت می‌کند. استراتژی: فروش از خط بالای کانال و خرید از خط پایین کانال (اگر روند اصلی صعودی است، خرید از خط پایین کانال نزولی می‌تواند یک فرصت عالی باشد).

 

ب) پرچم‌ها (Flags) و مثلث‌ها (Triangles):
این الگوها معمولاً بعد از یک حرکت قوی شکل می‌گیرند و نشانه ادامه روند هستند.

  • پرچم صعودی: بعد از یک حرکت تند صعودی، قیمت در یک کانال نزولی کوچک اصلاح می‌کند. شکست بالای این کانال، سیگنال ادامه روند است.

  • پرچم نزولی: بعد از یک حرکت تند نزولی، قیمت در یک کانال صعودی کوچک اصلاح می‌کند. شکست پایین این کانال، سیگنال ادامه روند نزولی است.

  • مثلث متقارن: قیمت بین دو خط همگرا (یکی نزولی و یکی صعودی) نوسان می‌کند. شکست هر طرف، جهت حرکت بعدی را نشان می‌دهد. در روند صعودی، معمولاً شکست به سمت بالا معتبرتر است.

 

ج) سطوح حمایت و مقاومت افقی:
در تایم‌فریم میانی، سطوح حمایت و مقاومت واضح‌تری نسبت به تایم‌فریم بالاتر می‌بینید. مثلاً ممکن است یک محدوده قیمتی را ببینید که چند بار به آن واکنش نشان داده است. این محدوده‌ها برای تعیین حد ضرر و هدف قیمتی خیلی مفید هستند.

 

چگونه این اطلاعات را کنار هم بگذاریم؟

حالا که این سه مرحله را انجام دادیم، باید یک سناریوی معاملاتی مشخص داشته باشیم. بیایید با یک مثال جلو برویم:

مثال عملی (ادامه مثال قبلی):

در مرحله قبل (تایم‌فریم بالاتر)، تشخیص دادیم که یورو دلار در تایم‌فریم روزانه روند صعودی دارد و یک حمایت قوی هم داریم.

حالا می‌رویم سراغ تایم‌فریم میانی (۴ ساعته):

  1. تأیید هماهنگی: در تایم‌فریم ۴ ساعته می‌بینیم که قیمت از آن حمایت روزانه بالا آمده، اما الان در حال اصلاح است. این اصلاح هنوز به ساختار صعودی اصلی آسیب نزده است. پس هماهنگی وجود دارد.

  2. شناسایی نواحی اصلاحی: قیمت در تایم‌فریم ۴ ساعته یک حرکت صعودی قوی داشته و حالا دارد اصلاح می‌کند. با ابزار فیبوناچی، سطح ۰.۵ را به عنوان محدوده احتمالی پایان اصلاح علامت می‌زنیم. هم‌زمان، میانگین متحرک ۵۰ دوره‌ای هم در همان محدوده قرار دارد. این ناحیه برای ما خیلی جذاب می‌شود.

  3. تعیین محدوده‌های معاملاتی: در تایم‌فریم ۴ ساعته می‌بینیم که اصلاح به صورت یک پرچم نزولی کوچک در حال شکل‌گیری است. قیمت بین دو خط موازی با شیب نزولی حرکت می‌کند. خط بالایی پرچم، مقاومت و خط پایینی، حمایت است.

سناریوی معاملاتی ما: منتظر می‌مانیم تا قیمت به محدوده فیبوناچی ۰.۵ و میانگین متحرک ۵۰ برسد. اگر در آن محدوده، واکنش صعودی نشان داد و سپس خط روند بالایی پرچم را شکست، این سیگنال قوی برای ادامه روند صعودی و ورود به معامله خواهد بود.

 

اشتباهات رایج در این مرحله

  • عجله برای ورود: بعضی‌ها به محض دیدن یک کندل مخالف در تایم‌فریم میانی، فکر می‌کنند اصلاح تمام شده و وارد می‌شوند. باید صبور بود و منتظر تأییدهای بیشتر ماند.

  • نادیده گرفتن سطوح تایم‌فریم بالاتر: همیشه سطوحی که در تایم‌فریم بالاتر کشیده‌اید را روی تایم‌فریم میانی هم داشته باشید. گاهی یک سطح مقاومت کوچک در تایم‌فریم میانی، دقیقاً با یک سطح مهم در تایم‌فریم بالاتر هم‌پوشانی دارد که اهمیت آن را چند برابر می‌کند.

  • تمرکز روی یک الگو: فقط به این دلیل که یک پرچم یا مثلث می‌بینید، وارد معامله نشوید. حتماً به این نکته توجه کنید که این الگو در چه وضعیتی از روند شکل گرفته و آیا با تحلیل بالاتر هماهنگ است یا نه.

  • انتظار اصلاح‌های ایده‌آل: گاهی بازار اصلاح عمیقی نمی‌کند و خیلی سریع به راه خود ادامه می‌دهد. اگر بیش از حد منتظر یک اصلاح خاص بمانید، ممکن است از معامله جا بمانید. همیشه چند سناریو را در نظر داشته باشید.

 

ورود در تایم پایین‌تر

رسیدیم به حساسترین و هیجان‌انگیزترین بخش ماجرا. اینجا جایی است که همه تحلیل‌هایی که تا الان انجام دادیم را عملی می‌کنیم. اگر تا اینجای کار را درست آمده باشیم، الان باید تصویر شفافی از این موارد داشته باشیم:

  • روند کلی: از تایم‌فریم بالاتر می‌دانیم که جهت اصلی بازار کجاست.

  • محدوده عملیات: از تایم‌فریم میانی می‌دانیم که قرار است در کدام ناحیه به دنبال ورود بگردیم.

حالا نوبت به تایم‌فریم پایین‌تر رسیده تا مثل یک تک‌تیرانداز، دقیقاً همان نقطه‌ای را پیدا کنیم که با کمترین ریسک، بیشترین شانس موفقیت را دارد.

 

چرا تایم‌فریم پایین‌تر؟

تصور کنید می‌خواهید سوار قطاری شوید که از ایستگاه A به ایستگاه B می‌رود. تایم‌فریم بالاتر به شما گفته که قطار به سمت شمال می‌رود (روند صعودی). تایم فریم میانی به شما گفته که قطار الان در ایستگاه میانی توقف کوتاهی دارد (ناحیه اصلاحی). حالا تایم‌فریم پایین‌تر به شما می‌گوید که دقیقاً چه زمانی درب‌های قطار باز می‌شود و شما می‌توانید سوار شوید. اگر زودتر وارد شوید، ممکن است قطار هنوز حرکت نکرده باشد و معطل بمانید. اگر دیرتر وارد شوید، قطار رفته و شما جا مانده‌اید.

 

انتخاب تایم‌فریم پایین‌تر مناسب

تایم‌فریم پایین‌تر معمولاً بین ۱ تا ۴ سطح پایین‌تر از تایم‌فریم میانی انتخاب می‌شود. مثلاً:

  • اگر تایم فریم میانی شما ۴ ساعته است، تایم‌فریم پایین‌تر می‌تواند ۱۵ دقیقه یا ۳۰ دقیقه باشد.

  • اگر تایم فریم میانی شما ۱ ساعته است، تایم‌فریم پایین‌تر می‌تواند ۵ یا ۱۵ دقیقه باشد.

  • اگر تایم فریم میانی شما ۳۰ دقیقه است، تایم‌فریم پایین‌تر می‌تواند ۳ یا ۵ دقیقه باشد.

نکته مهم: تایم فریم پایین‌تر را خیلی ریز انتخاب نکنید. تایم‌فریم ۱ دقیقه ممکن است پر از نویز باشد و شما را گیج کند. مگر اینکه اسکالپر باشید و تجربه کافی داشته باشید.

 

در تایم‌فریم پایین‌تر به دنبال چه هستیم؟

۱. الگوهای قیمتی دقیق

در تایم‌فریم پایین‌تر، الگوهای قیمتی با جزئیات بیشتری شکل می‌گیرند. اینجا باید چشم‌تان را برای دیدن الگوهای بازگشتی و ادامه‌دهنده تیز کنید.

الگوهای مهم در روند صعودی (برای خرید):

  • الگوی دو قله (Double Top) معکوس: وقتی قیمت در حال اصلاح نزولی است، ممکن است یک الگوی دو قله (که در اصلاح نزولی، در واقع دو دره است) تشکیل بدهد. شکست خط گردن این الگو به سمت بالا، سیگنال خرید است.

  • الگوی سر و شانه معکوس (Inverse Head & Shoulders): یکی از قوی‌ترین الگوهای بازگشتی. وقتی در انتهای یک اصلاح نزولی شکل می‌گیرد و قیمت خط گردن را به سمت بالا می‌شکند، سیگنال خرید بسیار قوی است.

  • الگوی کف دوقلو (Double Bottom): وقتی قیمت دو بار به یک سطح می‌رسد و برمی‌گردد و سپس سطح میانی را می‌شکند.

  • الگوی پرچم صعودی (Bull Flag): در تایم‌فریم پایین‌تر، پرچم‌ها خیلی واضح‌تر دیده می‌شوند. یک حرکت تند صعودی (میله پرچم) و سپس یک اصلاح نزولی در یک کانال کوچک (خود پرچم). شکست بالای کانال، سیگنال ورود است.

 

آکادمی نیما ایمانی

 

الگوهای مهم در روند نزولی (برای فروش):

  • الگوی دو کف (Double Bottom) معکوس: در اصلاح صعودی، دو سقف هم‌سطح تشکیل می‌شود و شکست خط گردن به سمت پایین، سیگنال فروش است.

  • الگوی سر و شانه (Head & Shoulders): در انتهای یک اصلاح صعودی شکل می‌گیرد و شکست خط گردن به پایین، سیگنال فروش قوی است.

  • الگوی سقف دوقلو (Double Top): وقتی قیمت دو بار به یک مقاومت می‌رسد و برنمی‌گردد و سپس سطح میانی را به پایین می‌شکند.

  • الگوی پرچم نزولی (Bear Flag): یک حرکت تند نزولی و سپس یک اصلاح صعودی در یک کانال کوچک. شکست پایین کانال، سیگنال فروش است.

نکته حرفه‌ای: همیشه منتظر بسته شدن کندل در سمت شکست باشید. شکست با کندل قوی و با حجم بالا (اگر حجم در دسترس باشد) خیلی معتبرتر است.

 

۲. شکست سطوح کوچک

گاهی اوقات نیازی به الگوهای پیچیده نیست. فقط کافی است منتظر شکست یک سطح ساده باشیم. این سطوح کوچک، آخرین مقاومت‌هایی هستند که جلوی ادامه روند را گرفته‌اند.

 

چه سطوحی را باید بشناسیم؟

  • خط روند نزولی کوتاه‌مدت: در یک روند صعودی، اصلاح معمولاً به صورت یک خط روند نزولی کوچک شکل می‌گیرد. وقتی قیمت این خط را به سمت بالا می‌شکند، یعنی اصلاح تمام شده.

  • خط روند صعودی کوتاه‌مدت: در یک روند نزولی، اصلاح معمولاً به صورت یک خط روند صعودی کوچک است. شکست این خط به سمت پایین، سیگنال فروش است.

  • سقف‌های قبلی در اصلاح: گاهی در یک اصلاح نزولی، قیمت چند سقف کوچک می‌زند. شکست آخرین سقف، می‌تواند سیگنال شروع حرکت صعودی باشد.

  • میانگین‌های متحرک کوتاه‌مدت: میانگین‌های متحرک ۲۰ و ۵۰ دوره‌ای در تایم‌فریم پایین‌تر هم می‌توانند نقش حمایت و مقاومت داشته باشند. شکست آنها با کندل قوی، می‌تواند معتبر باشد.

 

مثال: فرض کنید در تایم فریم ۴ ساعته (میانی) تشخیص داده‌ایم که قیمت در یک پرچم نزولی اصلاح می‌کند. به تایم‌فریم ۱۵ دقیقه می‌رویم. در آنجا خط روند نزولی پرچم را می‌کشیم. چند بار قیمت به این خط برخورد کرده و برگشته. حالا منتظر می‌مانیم تا یک کندل قوی بالای این خط بسته شود. این همان نقطه ورود ماست.

 

۳. واکنش به سطوح کلیدی

این روش مخصوص کسانی است که دوست دارند در نقاط بازگشتی وارد معامله شوند، نه در نقاط شکست.

چطور کار می‌کند؟

ما از تایم فریم بالاتر یک سطح کلیدی داریم (مثلاً حمایت روزانه). در تایم‌فریم میانی، محدوده اصلاح را مشخص کرده‌ایم. حالا در تایم‌فریم پایین‌تر، صبر می‌کنیم تا قیمت به آن سطح کلیدی نزدیک شود و دنبال واکنش قیمت می‌گردیم.

 

چه واکنش‌هایی را باید ببینیم؟

  • الگوهای کندلی برگشتی:

    • پین بار (Pin Bar): کندلی با سایه بلند در یک سمت و بدنه کوچک در سمت دیگر. در حمایت، سایه بلند باید به سمت پایین باشد ( نشانه رد شدن قیمت از پایین). در مقاومت، سایه بلند باید به سمت بالا باشد.

    • الگوی اینگالف (Engulfing): یک کندل بزرگ، کندل کوچک قبلی را کاملاً می‌بلعد. در حمایت، کندل صعودی بزرگ، کندل نزولی قبلی را می‌بلعد. در مقاومت، کندل نزولی بزرگ، کندل صعودی قبلی را می‌بلعد.

    • الگوی دوجی (Doji): کندلی با بدنه بسیار کوچک که نشانه تردید در بازار است. وقتی در سطح کلیدی ظاهر می‌شود، می‌تواند هشدار تغییر جهت بدهد، اما بهتر است منتظر تأیید کندل بعدی بمانیم.

  • شکست‌های فیک (Fakeout): گاهی قیمت برای شکار حد ضررها، یک بار سطح کلیدی را می‌شکند و سریع برمی‌گردد. اگر این اتفاق بیفتد و برگشت با قدرت همراه باشد، می‌تواند یک سیگنال عالی باشد.

مثال: در تایم فریم روزانه یک حمایت قوی در قیمت ۱.۱۰۰۰ داریم. در تایم‌فریم ۴ ساعته، قیمت به سمت این حمایت در حال اصلاح است. به تایم‌فریم ۱ ساعته می‌رویم. قیمت به ۱.۱۰۰۵ می‌رسد و یک پین بار با سایه بلند پایین تشکیل می‌دهد. این یعنی بازار نتوانسته پایین‌تر برود و خریداران وارد شده‌اند. این یک نقطه ورود عالی با حد ضرر بسیار پایین (کمی پایین‌تر از سایه پین بار) است.

 

همچنین میتوانید ویدیو تفاوت تایم‌فریم‌ها در ترید | چطور تایم‌فریم درست را انتخاب کنیم؟ را هم مشاهده فرمایید.

 

 

نکات کلیدی برای ورود موفق

۱. مدیریت ریسک را فراموش نکنید

ورود دقیق به شما این امکان را می‌دهد که حد ضرر را خیلی نزدیک بگذارید. این بزرگترین مزیت این روش است.

  • حد ضرر کجا بگذاریم؟

    • در خرید: کمی پایین‌تر از آخرین کف شکل گرفته در تایم‌فریم پایین‌تر.

    • در فروش: کمی بالاتر از آخرین سقف شکل گرفته در تایم‌فریم پایین‌تر.

    • اگر با الگو کار می‌کنید: کمی پایین‌تر از الگو (برای خرید) و کمی بالاتر از الگو (برای فروش).

  • حد سود کجا بگذاریم؟

    • اولین هدف: نزدیک‌ترین سطح مقاومت در تایم‌فریم بالاتر (برای خرید) یا نزدیک‌ترین سطح حمایت در تایم‌فریم بالاتر (برای فروش).

    • هدف بعدی: سطوح بعدی یا اهداف فیبوناچی.

 

همچنین میتوانید مقاله آموزش محاسبه حجم ورود به معامله را هم مشاهده فرمایید.

 

۲. منتظر تأیید بمانید، اما نه زیاد

یکی از اشتباهات رایج این است که آنقدر منتظر تأییدهای بیشتر می‌مانیم که معامله را از دست می‌دهیم. یک قانون خوب این است: بعد از بسته شدن کندل شکست یا تشکیل الگوی برگشتی، وارد شوید. منتظر تأیید با کندل دوم نباشید، مگر اینکه الگو خیلی ضعیف باشد.

 

۳. به حجم معاملات توجه کنید (اگر در دسترس است)

شکست با حجم بالا خیلی معتبرتر از شکست با حجم پایین است. در بازارهای کریپتو و فارکس، حجم معاملات می‌تواند کمک کند تا تشخیص دهید شکست واقعی است یا فیک.

 

۴. چند سناریو داشته باشید

همیشه ممکن است بازار طور دیگری رفتار کند. سناریوی جایگزین داشته باشید. مثلاً اگر قیمت به سطح کلیدی رسید و واکنش نداد و آن را شکست، چه کار می‌کنید؟ این به شما کمک می‌کند که غافلگیر نشوید.

 

اشتباهات رایج در تایم‌فریم پایین‌تر

  • گم شدن در نویزها: تایم‌فریم پایین‌تر پر از نوسانات کوچک است. اگر تصویر بزرگ (تایم‌فریم بالاتر) را فراموش کنید، در این نویزها گم می‌شوید و هیجان‌زده معامله می‌کنید.

  • ورود زودتر از موعد: یک قانون مهم: تا الگو کامل نشده و شکست رخ نداده، وارد نشوید. ممکن است وسوسه شوید که زودتر وارد شوید تا قیمت بهتری بگیرید، اما این کار ریسک شما را بالا می‌برد.

  • استفاده از حد ضرر خیلی نزدیک: حد ضرر را آنقدر نزدیک نگذارید که با کوچک‌ترین نوسان بازار فعال شود. به ساختار بازار توجه کنید و کمی فضا بدهید.

  • باز کردن چند معامله همزمان: وقتی در تایم فریم پایین‌تر چند سیگنال پشت سر هم می‌بینید، وسوسه نشوید که همه را بگیرید. بهترین‌ها را انتخاب کنید.

 

مثال عملی کامل (ادامه مثال قبلی)

برگردیم به مثال یورو دلار:

  1. تایم‌فریم بالاتر (روزانه): روند صعودی است. یک حمایت قوی در محدوده ۱.۰۹۵۰ داریم.

  2. تایم‌فریم میانی (۴ ساعته): قیمت از حمایت روزانه بالا آمده، اما الان در حال اصلاح است. یک پرچم نزولی تشکیل شده و محدوده ۱.۱۰۲۰ تا ۱.۱۰۵۰ به عنوان محدوده فیبوناچی ۰.۵ و میانگین متحرک ۵۰ شناسایی شده است.

  3. تایم‌فریم پایین‌تر (۱۵ دقیقه):

    • به چارت ۱۵ دقیقه می‌رویم.

    • خط روند نزولی پرچم را می‌کشیم. قیمت چند بار به این خط خورده و برگشته.

    • یک الگوی مثلث کوچک در انتهای پرچم در حال شکل‌گیری است.

    • منتظر می‌مانیم. قیمت به محدوده ۱.۱۰۳۰ می‌رسد (هم‌خوانی با محدوده فیبوناچی و میانگین متحرک تایم میانی).

    • یک پین بار با سایه پایین بلند روی همین محدوده تشکیل می‌شود.

    • چند کندل بعد، قیمت خط روند نزولی پرچم را با یک کندل قوی به سمت بالا می‌شکند.

 

اقدام: در لحظه بسته شدن کندل بالای خط روند، یک امر خرید صادر می‌کنیم.

  • حد ضرر: کمی پایین‌تر از پین بار و کف مثلث، مثلاً ۱.۱۰۱۵.

  • حد سود اول: نزدیک‌ترین مقاومت در تایم‌فریم بالاتر، مثلاً ۱.۱۰۸۰.

  • حد سود دوم: سقف قبلی در تایم‌فریم روزانه، مثلاً ۱.۱۱۵۰.

نتیجه: ما با روند اصلی (صعودی) دوست شدیم، در یک محدوده اصلاحی مناسب منتظر ماندیم و با یک سیگنال دقیق در تایم‌فریم پایین‌تر، با حد ضرر کوچک وارد معامله شدیم.

 

جمع‌بندی نهایی

ورود در تایم‌فریم پایین‌تر، هنر ترکیب صبر، دقت و دانش تحلیلی است. اینجا جایی است که تریدرهای حرفه‌ای از مبتدی‌ها جدا می‌شوند. حرفه‌ای‌ها می‌دانند که عجله کردن در این مرحله، همه زحمات قبلی را هدر می‌دهد.

به یاد داشته باشید:

  • همیشه از بالا به پایین تحلیل کنید.

  • در تایم‌فریم بالاتر جهت را پیدا کنید.

  • در تایم‌فریم میانی محدوده را مشخص کنید.

  • در تایم‌فریم پایین‌تر نقطه دقیق را بیابید.

  • و مهم‌تر از همه، همیشه حد ضرر داشته باشید و به آن پایبند باشید.

با تمرین و تکرار، این فرآیند به یک عادت تبدیل می‌شود و دیگر بدون نگاه کردن به تصویر بزرگ، وارد هیچ معامله‌ای نخواهید شد. همین عادت ساده، می‌تواند عملکرد معاملاتی شما را به شکل چشمگیری بهبود ببخشد.

 

مثال عملی روی یک جفت ارز

فرض کنید می‌خواهیم جفت ارز EUR/USD را معامله کنیم.

  1. تایم فریم بالاتر (روزانه): در چارت روزانه مشاهده می‌کنیم که قیمت از چند ماه قبل در یک کانال صعودی حرکت می‌کند و اخیراً به محدوده حمایتی کف کانال واکنش نشان داده است. بنابراین روند کلی صعودی است. هدف ما فقط خرید است.

  2. تایم‌فریم میانی (۴ ساعته): در چارت ۴ ساعته می‌بینیم که قیمت بعد از برخورد به حمایت روزانه، یک حرکت صعودی داشته اما سپس وارد یک فاز اصلاحی نزولی ملایم شده است. این اصلاح به صورت یک پرچم (Flag) یا یک مثلث متقارن کوچک در حال شکل‌گیری است. محدوده بالای این پرچم، مقاومتی است که اگر شکسته شود، نشانه ادامه روند صعودی خواهد بود.

  3. تایم‌فریم پایین‌تر (۱۵ دقیقه): حالا به چارت ۱۵ دقیقه می‌رویم. قیمت در داخل همان پرچم در نوسان است. منتظر می‌مانیم تا قیمت خط روند بالایی پرچم (مقاومت) را به صورت قاطع و با یک کندل قوی بشکند. هم‌زمان، اندیکاتور RSI نیز ممکن است از محدوده خنثی عبور کند. در لحظه شکست و بسته شدن کندل بالای خط روند، ما یک امر خرید صادر می‌کنیم.

نتیجه: ما با این روش، در جهت روند قوی روزانه، پس از پایان اصلاح در تایم ۴ ساعته و با سیگنال ورود دقیق در تایم ۱۵ دقیقه وارد معامله شده‌ایم. حد ضرر را می‌توانیم کمی پایین‌تر از کف پرچم یا آخرین نوسان نزولی در تایم ۱۵ دقیقه قرار دهیم که فاصله کمی تا نقطه ورود دارد.

 

چگونه با تحلیل چند تایم فریم، نقطه ورود دقیق پیدا کنیم؟ | با مثال کاربردی

 

مثال کاربردی روی کریپتو

حالا فرض کنید می‌خواهیم بیت‌کوین (BTC/USDT) را معامله کنیم.

  1. تایم‌فریم بالاتر (هفتگی): در چارت هفتگی، بیت‌کوین در یک روند نزولی بلندمدت قرار دارد و اخیراً به یک سطح حمایت تاریخی مهم برخورد کرده است. اما هنوز نشانه‌ای از بازگشت روند نمی‌بینیم و روند کلی همچنان نزولی است. بنابراین ترجیح می‌دهیم فقط به دنبال فروش باشیم.

  2. تایم‌فریم میانی (۱۲ ساعته): در چارت ۱۲ ساعته، قیمت از آن حمایت هفتگی کمی بالا آمده اما اکنون در حال تشکیل یک الگوی نزولی مانند پرچم نزولی یا یک محدوده مقاومتی است. یک خط روند نزولی کوتاه‌مدت نیز قیمت را به سمت پایین هدایت می‌کند.

  3. تایم‌فریم پایین‌تر (۱ ساعته): به چارت ۱ ساعته می‌رویم. در اینجا قیمت چندین بار به خط روند نزولی برخورد کرده و هر بار پایین‌تر رفته است. ما منتظر می‌مانیم تا قیمت یک بار دیگر به این خط روند نزدیک شود. سپس در تایم‌فریم ۱ ساعته، به دنبال الگوهای برگشتی مانند “پین بار” یا “الگوی engulfing نزولی” در نزدیکی خط روند می‌گردیم. اگر چنین الگویی شکل بگیرد، می‌توانیم یک امر فروش صادر کنیم.

نتیجه: ورود ما در جهت روند نزولی هفتگی و پس از واکنش به مقاومت در تایم ۱۲ ساعته، با یک الگوی برگشتی دقیق در تایم ۱ ساعته انجام شده است. حد ضرر را بالای سقف الگوی برگشتی یا بالای خط روند نزولی قرار می‌دهیم.

 

جمع‌بندی

تحلیل چند تایم فریم یک مهارت ضروری برای هر تریدری است که به دنبال بهبود دقت ورود و کاهش ضررهای خود است. با رعایت سه گام اساسی زیر، می‌توانید این روش را به بخشی از روتین معاملاتی خود تبدیل کنید:

  1. تایم فریم بالا (نقشه راه): روند اصلی و سطوح کلیدی را مشخص کنید.

  2. تایم فریم میانی (منطقه اجرا): ساختار بازار و نواحی اصلاحی یا ادامه‌دهنده را پیدا کنید.

  3. تایم فریم پایین (نقطه ماشه): با استفاده از الگوهای قیمتی دقیق و شکست سطوح کوچک، بهترین نقطه ورود را شناسایی کنید.

به یاد داشته باشید که هیچ تحلیلی ۱۰۰٪ دقیق نیست، اما استفاده از این رویکرد، شانس موفقیت شما را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. همیشه مدیریت سرمایه را فراموش نکنید و قبل از ورود به معامله، حد ضرر خود را مشخص کنید.

 

کسانی که دنبال این مقاله بودند، این عناوین را هم جستجو کرده اند:

ترکیب تایم فریم ها

در چه تایم فریمی تحلیل کنیم

جدول مولتی تایم فریم

مولتی تایم فریم در تریدینگ ویو

بهترین مولتی تایم فریم

بهترین تایم فریم برای معامله در فارکس

مولتی تایم فریم چیست

تحلیل مولتی تایم فریم

 

منبع: babypips

ما هر هفته اخبار مهم و تاثیر گذار در دنیای بازار های مالی را برای شما با جزيیات در قالب ویدئو های هفتگی تحلیل میکنیم که در این بخش میتوانید مشاهده کنید

سلب مسئولیت

محتوای این وب سایت صرفا جهت آگاهی شما از بازار های مالی و نشر اخبار و آموزشی های این حوزه است و  به معنای پیشنهاد سرمایه‌گذاری یا تایید پروژه ای از سمت سایت آکادمی نیما ایمانی نیست. بدیهی است که مسئولیت سرمایه‌گذاری در هر ارز یا سهم و پروژه تماما بر عهده سرمایه‌گذاران آن است.

دوره های آموزشی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست محتوا
0
    سبد خرید شما
    سبد خرید شما خالی است