چرا بورس ایران غیر قابل پیشبینی است؟
مقدمهای بر مفهوم پیشبینیپذیری در بازار های مالی
در ادبیات کلاسیک اقتصاد، یکی از مهمترین ویژگیهای بازار های مالی کارا، امکان تحلیل و پیشبینی نسبی رفتار قیمتها بر اساس دادههای بنیادی، تکنیکال و جریان اطلاعات است. در بسیاری از بازار های مالی توسعهیافته، اگرچه پیشبینی صددرصدی ممکن نیست، اما چارچوبهای مشخصی وجود دارد که به سرمایهگذار اجازه میدهد با مدیریت ریسک و تحلیل منطقی، تصمیمهای قابل دفاع بگیرد. با این حال، زمانی که به بازار بورس ایران نگاه میکنیم، با بازاری مواجه میشویم که در عمل از بسیاری از این قواعد فاصله گرفته و به یکی از غیرقابل پیشبینیترین بازار های مالی منطقه تبدیل شده است. این غیرقابل پیشبینی بودن نهتنها به نوسانات قیمتی محدود نمیشود، بلکه ریشه در ساختار، سیاستگذاری، رفتار بازیگران و حتی فرهنگ سرمایهگذاری دارد.
ساختار خاص بورس ایران در مقایسه با سایر بازار های مالی
بورس ایران از نظر ساختاری شباهت محدودی با بازار های مالی کلاسیک دارد. در بسیاری از بازار های مالی جهانی، استقلال نهاد ناظر، شفافیت اطلاعات، آزادی جریان سرمایه و نقش پررنگ سرمایهگذاران نهادی باعث میشود که قیمتها در بلندمدت به سمت ارزش ذاتی همگرا شوند. اما در بورس ایران، ساختار مالکیتی شرکتها عمدتاً دولتی یا شبهدولتی است و بخش بزرگی از سهام در اختیار نهادهایی قرار دارد که اهداف آنها الزاماً همراستا با منافع سهامداران خرد یا منطق بازار های مالی نیست. همین مسئله باعث میشود که رفتار قیمتها بیشتر تابع تصمیمات غیر اقتصادی باشد تا تحلیلهای بنیادین.
نقش پررنگ دولت در ایجاد عدم قطعیت در بازار های مالی ایران
یکی از مهمترین عوامل غیرقابل پیشبینی بودن بورس ایران، مداخله مستقیم و غیرمستقیم دولت است. دولت در بازار های مالی ایران نهتنها نقش سیاستگذار و ناظر را دارد، بلکه خود یکی از بزرگترین بازیگران بازار محسوب میشود. تصمیمات ناگهانی در حوزههایی مانند قیمتگذاری دستوری، تغییر نرخ خوراک پتروشیمیها، عوارض صادراتی، مالیاتهای جدید یا حتی اظهارنظرهای مقامات دولتی میتواند در عرض چند ساعت مسیر کل بازار را تغییر دهد. این سطح از مداخله، ریسک سیستماتیکی ایجاد میکند که عملاً امکان پیشبینی منطقی را از فعالان بازار های مالی میگیرد.
بیثباتی قوانین و مقررات؛ دشمن تحلیل در بازار های مالی
در بازار های مالی توسعهیافته، قوانین بازی نسبتاً پایدار هستند و تغییرات قانونی معمولاً با زمانبندی مشخص و اطلاعرسانی قبلی انجام میشود. اما در بورس ایران، تغییر قوانین اغلب ناگهانی، بدون شفافیت و حتی بعضاً متناقض با مقررات قبلی است. دامنه نوسان، حجم مبنا، توقفهای طولانیمدت نمادها، تغییر در قوانین افشای اطلاعات و تصمیمات خلقالساعه، همگی عواملی هستند که تحلیلپذیری بازار های مالی ایران را به شدت کاهش میدهند. وقتی سرمایهگذار نمیداند فردا چه قانونی تغییر میکند، عملاً تحلیل امروز او بیاعتبار میشود.
شفافیت اطلاعاتی؛ حلقه مفقوده بورس ایران
اطلاعات شفاف و بهموقع، ستون فقرات بازار های مالی کارا است. در بورس ایران، اگرچه سامانههای افشای اطلاعات وجود دارد، اما کیفیت، دقت و زمانبندی این اطلاعات با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد. گزارشهای مالی بعضاً با تأخیر منتشر میشوند، تعدیلات سودآوری ناگهانی اتفاق میافتد و در بسیاری از موارد، اطلاعات مهم پیش از افشا در اختیار گروهی خاص قرار میگیرد. این عدم تقارن اطلاعاتی باعث میشود که بازار نه بر اساس تحلیل، بلکه بر اساس شایعه و رفتارهای هیجانی حرکت کند؛ رفتاری که پیشبینی آن در چارچوب بازار های مالی تقریباً غیرممکن است.
رفتار بازیگران بزرگ و اثر آن بر غیرقابل پیشبینی بودن بازار
در بورس ایران، بازیگران بزرگ شامل حقوقیها، صندوقها و نهادهای شبهدولتی نقش تعیینکنندهای دارند. این بازیگران به دلیل دسترسی به منابع مالی گسترده و اطلاعات خاص، میتوانند روندهای کوتاهمدت و حتی میانمدت بازار را تغییر دهند. برخلاف بسیاری از بازار های مالی که رفتار سرمایهگذاران نهادی در چارچوب استراتژیهای مشخص و قابل ردیابی انجام میشود، در بورس ایران رفتار حقوقیها اغلب غیرشفاف و بعضاً متناقض است. ورود و خروجهای سنگین بدون منطق قابل مشاهده، تحلیلگران را سردرگم کرده و پیشبینی روندها را دشوار میکند.
روانشناسی جمعی و هیجان؛ عامل پنهان اما قدرتمند
یکی از تفاوتهای اساسی بورس ایران با بسیاری از بازار های مالی دیگر، سهم بالای سرمایهگذاران خرد و کمتجربه است. این گروه از فعالان بازار، تصمیمهای خود را بیشتر بر اساس هیجان، ترس و طمع میگیرند تا تحلیل منطقی. نتیجه این رفتار، شکلگیری حبابهای قیمتی و ریزشهای سنگین و ناگهانی است. در چنین فضایی، حتی اگر تحلیل بنیادی یا تکنیکال در چارچوب بازار های مالی معتبر باشد، واکنش هیجانی جمعی میتواند تمام معادلات را بر هم بزند.
وابستگی شدید بورس ایران به متغیرهای سیاسی
در بسیاری از بازار های مالی، سیاست یکی از عوامل تأثیرگذار است، اما در بورس ایران سیاست به عامل غالب تبدیل شده است. اخبار مربوط به تحریمها، مذاکرات بینالمللی، تغییر دولتها و حتی تنشهای منطقهای، تأثیری فوری و شدید بر بازار میگذارد. این وابستگی شدید به متغیرهای سیاسی، باعث میشود که بورس ایران بیش از آنکه یک بازار اقتصادی باشد، به یک بازار خبری تبدیل شود. در چنین شرایطی، پیشبینی بر اساس دادههای اقتصادی کلاسیک که در بازار های مالی استفاده میشود، کارایی خود را از دست میدهد.
ضعف تحلیل بنیادی در بستر اقتصاد کلان ناپایدار
تحلیل بنیادی یکی از ارکان اصلی تصمیمگیری در بازار های مالی است، اما این نوع تحلیل نیازمند ثبات نسبی در متغیرهای کلان اقتصادی است. در اقتصاد ایران، نوسانات شدید نرخ ارز، تورم مزمن، کسری بودجه دولت و سیاستهای پولی متغیر، باعث میشود که پیشبینی سودآوری شرکتها با عدم قطعیت بالایی همراه باشد. وقتی متغیرهای کلان بهطور مداوم تغییر میکنند، ارزشگذاری شرکتها در بورس ایران به یک فرآیند حدسی تبدیل میشود، نه یک تحلیل علمی در چارچوب بازار های مالی.
بازارگردانی و نقدشوندگی؛ مسئلهای حلنشده
نقدشوندگی یکی از ویژگیهای اساسی بازار های مالی سالم است. در بورس ایران، اگرچه مفهوم بازارگردانی بهصورت رسمی تعریف شده، اما در عمل بسیاری از نمادها از نقدشوندگی مناسبی برخوردار نیستند. صفهای خرید و فروش طولانی، قفل شدن نمادها و عدم تعادل شدید عرضه و تقاضا، باعث میشود که قیمتها بهصورت جهشی حرکت کنند. این شرایط، پیشبینیپذیری را کاهش داده و ریسک سرمایهگذاری در بازار های مالی ایران را بهشدت افزایش میدهد.
تأثیر سیاستهای پولی و بانکی بر رفتار غیرمنطقی بازار
در اقتصاد ایران، سیاستهای پولی و بانکی اغلب با اهداف کوتاهمدت و بدون توجه به اثرات بلندمدت بر بازار های مالی اتخاذ میشود. تغییر ناگهانی نرخ سود بانکی، انتشار اوراق بدهی با حجم بالا یا سیاستهای انقباضی و انبساطی نامنظم، جریان نقدینگی را بهصورت شوکآور بین بازارها جابهجا میکند. این جابهجاییهای ناگهانی، بورس ایران را به بازاری واکنشی و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است.
فرهنگ سرمایهگذاری و نبود آموزش مالی
یکی از ریشهایترین مشکلات بورس ایران، ضعف فرهنگ سرمایهگذاری است. در بسیاری از بازار های مالی پیشرفته، آموزش مالی از سطوح پایین آغاز میشود و سرمایهگذاران با مفاهیم ریسک، بازده و تنوعبخشی آشنا هستند. اما در ایران، بخش بزرگی از فعالان بورس بدون دانش کافی وارد بازار میشوند و انتظار سود سریع دارند. این نگاه کوتاهمدت و غیرحرفهای، نوسانات بازار را تشدید کرده و پیشبینی روندها را دشوارتر میکند.
جمعبندی نهایی؛ چرا بورس ایران از منطق بازار های مالی فاصله گرفته است
بورس ایران به دلایل متعددی از جمله مداخله گسترده دولت، بیثباتی قوانین، ضعف شفافیت اطلاعاتی، رفتار غیرقابل پیشبینی بازیگران بزرگ، هیجان سرمایهگذاران خرد و وابستگی شدید به سیاست، به یکی از غیرقابل پیشبینیترین بازار های مالی تبدیل شده است. در چنین بازاری، ابزارهای کلاسیک تحلیل که در سایر بازار های مالی کاربرد دارند، کارایی محدودی پیدا میکنند. تا زمانی که اصلاحات ساختاری عمیق در حوزه حکمرانی اقتصادی، شفافیت، آموزش مالی و استقلال نهاد ناظر انجام نشود، بورس ایران همچنان بازاری پرریسک، هیجانی و غیرقابل پیشبینی باقی خواهد ماند؛ بازاری که بیش از آنکه بازتابدهنده منطق اقتصاد باشد، آینهای از بیثباتی در کل سیستم بازار های مالی کشور است.
همچنین کسانی که دنبال این مقاله بودند ، موارد زیر رو هم جستجو کرده اند:



















