اشتباهات مرگبار در بازار فارکس
بازار فارکس شاید از دور یک دنیای پر از فرصت و هیجان به نظر برسد، دنیایی که هر لحظه در آن عددها حرکت میکنند، نمودارها بالا و پایین میشوند و پول در حال جابهجایی است. اما درست زمانی که وارد این بازار میشوید، تازه میفهمید که تصویر واقعی آن چیزی کاملاً متفاوت است. فارکس قبل از اینکه محل رشد سرمایه باشد، یک فضای پیچیده و عمیق برای سنجیدن شخصیت، باورها و تواناییهای ذهنی شماست.
عناوین ویدیو 10 باور غلط در بازار فارکس | اشتباهات مرگبار فارکس که هیچکس بهت نمیگه:
- مقدمه
- اشتباه اول – یک شبه ثروتمند شدن
- اشتباه دوم – ترید بدون استراتژی مشخص
- اشتباه سوم – اعتماد به سیگنال های جادویی
- اشتباه چهارم – ترید بدون ستاپ معاملاتی
- اشتباه پنجم – ترید با حجم معاملات بالا
- اشتباه ششم – نادیده گرفتن مقدار ضرر احتمالی
- اشتباه هفتم – ستاپ معاملاتی میشه سودده
- اشتباه هشتم – نادیده گرفتن روانشناسی ترید
- اشتباه نهم – عدم تمرکز روی نماد های معاملاتی خاص
- اشتباه دهم – انتظار سود مستمر در ابتدای مسیر
- جمع بندی
علت شکست افراد در بازار
بسیاری از افراد تنها به این دلیل شکست میخورند که با تصورهای اشتباه وارد میشوند و مجموعهای از رفتارهای نادرست، تصمیمهای شتابزده و تحلیلهای سطحی آنها را به سمت ضررهای بزرگ سوق میدهد. اولین و شاید خطرناکترین اشتباه این است که فارکس را یک مسیر سریع برای پولدار شدن ببینیم.
این باور غلط باعث میشود فرد از همان ابتدا با عجله وارد بازار شود، بیآنکه بداند فارکس نهتنها دستگاه چاپ پول نیست، بلکه بازاری است که برای گرفتن تصمیمهای عجولانه و هیجانزده هیچ رحم و شفقتی ندارد. کسی که تصور کند میتواند در مدت کوتاه پول بزرگی از بازار بیرون بکشد، با اولین نوسانهای شدید، اولین ضررهای پیدرپی و اولین دورهی پرنوسان بازار، کنترل احساساتش را از دست میدهد. ذهنی که دنبال پول لحظهای است، نمیتواند تصمیمهای منطقی بگیرد.
این افراد خیلی زود دچار فشار روانی میشوند، ناگهان حجمهای بزرگ میزنند، بیمحابا وارد پوزیشن میشوند و تنها با چند حرکت سریع بازار نابود میشوند. تفاوت اصلی میان حرفهایها و تازهکارها اینجاست: حرفهایها بهجای عجله، روی ثبات، استمرار و رشد تدریجی تمرکز میکنند. برای آنها اهمیت ندارد که امروز چقدر سود کردهاند، مهم این است که یک سال بعد کجای بازار ایستادهاند. در ادامه این مقاله با سایت نیما ایمانی همراه باشید و سری هم به آموزش ترید بزنید تا از جدیدترین آموزش ها با خبر بشید.
معامله بدون استراتژی و برنامه مشخص
اشتباه بزرگ دیگری که افراد را به ورطهی نابودی میکشاند، معامله کردن بدون برنامه و بدون استراتژی مشخص است. بسیاری از معاملهگران تازهکار تصور میکنند تحلیل بازار یعنی نگاه کردن به چند کندل، دیدن یک سطح حمایت یا شنیدن یک خبر اقتصادی؛ و همین برای ورود به معامله کافی است. اما حقیقت این است که معاملهگری یک فعالیت کاملاً ساختاری، دقیق و مبتنی بر اعتبارسنجی است.
حرفهایها بدون چکلیست وارد معامله نمیشوند. آنها ابتدا جهت کلی بازار را بررسی میکنند، روند تایمفریمهای بالا را میفهمند، نقاط کلیدی را مشخص میکنند، حد ضرر را تعیین میکنند، سناریوهای احتمالی بازار را میسنجند و اگر حتی یک درصد شک داشته باشند، وارد معامله نمیشوند.
اما تازهکارها درست برعکس رفتار میکنند. وقتی شک دارند معامله میزنند، وقتی مطمئن نیستند حجم سنگین میزنند، وقتی باید صبر کنند عجله میکنند و وقتی باید از بازار خارج شوند، میترسند و میمانند. نتیجهی نبود برنامه این است که فرد در هر حرکت کوچک بازار احساس نیاز به واکنش پیدا میکند و این یعنی نابودی کامل ثبات ذهنی و مالی.
استفاده از سیگنال های تضمینی
یکی دیگر از باورهای بسیار مخرب، اعتماد به سیگنالهای آماده، کانالهای سود تضمینی و افراد یا گروههایی است که وعدههای رویایی میدهند. بسیاری از تازهکارها بهجای اینکه تحلیل یاد بگیرند و قدرت تصمیمگیری مستقل پیدا کنند، دنبال کسی میگردند که به آنها بگوید کجا بخر و کجا بفروش.
این نوع وابستگی مسموم یکی از بدترین اتفاقاتی است که برای یک معاملهگر میتواند رخ دهد. زیرا فرد هیچوقت نمیفهمد چرا وارد معامله شده، چرا ضرر کرده یا چرا سود کرده. وقتی ضرر میکند نمیداند مشکل از تحلیل بوده، از استراتژی بوده یا از اعتماد به فرد اشتباه. این نوع معاملهگری اصلاً معاملهگری نیست؛ وابستگی به تصادف است. هرکس سود تضمینی میدهد یا از بازار چیزی نمیداند یا قصد سوءاستفاده دارد. معاملهگری یعنی قبول مسئولیت کامل؛ یعنی خودت تحلیل کنی، خودت تصمیم بگیری و خودت پاسخگو باشی.
همچنین میتوانید مقاله آربیتراژ چیست؟ را هم مشاهده فرمایید.
معامله های متوالی و بدون وقفه
اشتباه مهم دیگری که بسیاری مرتکب میشوند این است که تصور میکنند هر حرکت بازار یک فرصت معامله است. این دقیقاً نقطهی تفاوت میان یک معاملهگر حرفهای و یک فرد تازهکار است. تازهکارها از بیحوصلگی معامله میکنند. آنها نیاز دارند همیشه در بازار باشند، همیشه در معامله باشند، همیشه در حال گرفتن پوزیشن باشند.
اما حرفهایها میدانند که بازار هر لحظه فرصت نمیدهد. آنها ساعتها، گاهی روزها منتظر میمانند تا یک موقعیت کاملاً مشخص و دقیق شکل بگیرد. تازهکار ممکن است روزی ده معامله بزند، اما حرفهای ممکن است در کل هفته دو معامله انجام دهد. تفاوت این دو معامله اما آنقدر زیاد است که نتیجهی نهایی حساب را تعیین میکند. حرفهای به کیفیت میاندیشد، نه کمیت.
بسیاری از شکستها نیز از جایی شروع میشود که افراد بهطور بیمحابا از لاتهای سنگین استفاده میکنند. معاملهگران تازهکار زمانی که سود میکنند، حجمشان را زیاد میکنند و زمانی که ضرر میکنند، حجم را دو برابر میکنند تا جبران کنند. این دقیقاً همان لحظهای است که حساب وارد مسیر نابودی میشود.
حرفهایها حجمشان را بر اساس منطق، تحلیل و قدرت تحمل ریسک تعیین میکنند. آنها به خوبی میدانند که در بازار فارکس مهمترین اصل، بقاست. اگر سرمایهات را از دست بدهی، هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد. مدیریت ریسک و سرمایه ستون فقرات معاملهگری است.
بخش مهم دیگری که اغلب نادیده گرفته میشود، تمرکز بر سود است بهجای تمرکز بر ضرر. بسیاری از افراد تنها به آیندهی روشن فکر میکنند و فقط میپرسند چقدر میتوانند سود کنند. اما حرفهایها درست برعکس هستند. آنها قبل از فکر کردن به سود، بدترین سناریو را بررسی میکنند. اگر آن سناریو قابلتحمل نباشد، وارد معامله نمیشوند. بیشتر تازهکارها حد ضرر نمیگذارند یا آن را جابهجا میکنند، چون نمیخواهند ضرر را بپذیرند. اما حقیقت این است که کسی که نمیتواند ضرر کوچک را بپذیرد، مجبور میشود ضرر بزرگ را تحمل کند.
استراتژی خوب وجود ندارد!
اشتباه دیگری که افراد را گمراه میکند، باور به این است که یک استراتژی خوب باید همیشه جواب بدهد. بازار موجودی زنده است. شرایط اقتصادی تغییر میکند، سیاستهای بانکها عوض میشود، حجم معاملات متفاوت میشود و رفتار بازار مانند گذشته نیست. چیزی که ماه پیش فوقالعاده بوده، ممکن است امروز کاملاً بیاثر باشد.
معاملهگران حرفهای همیشه دادههای جدید را بررسی میکنند، بکتست میگیرند، عملکرد استراتژی را با شرایط جدید میسنجند و خود را با بازار وفق میدهند. اما تازهکارها وقتی چند ضرر میدهند، سریع به دنبال استراتژی جدید میگردند؛ بدون اینکه بدانند ریشهی مشکل معمولاً ذهن و رفتار خودشان است، نه ابزار.
بسیاری از معاملهگران شکست میخورند چون روانشناسی معاملهگری را نادیده میگیرند. آنها تصور میکنند مشکلشان در تحلیل تکنیکال یا دانستن اندیکاتورهاست، در حالی که اصلیترین چالش، کنترل احساسات است. ترس باعث میشود زودتر از حد لازم از معامله خارج شوید. طمع باعث میشود حد ضرر را حذف کنید یا حجم بالا بزنید. خشم و ناامیدی موجب میشود وارد معاملات انتقامی شوید. بازار همیشه قبل از اینکه سرمایهی شما را بزند، ذهنتان را میزند. کسی که نمیتواند احساساتش را مدیریت کند، حتی با بهترین تحلیلها هم شکست خواهد خورد.
عدم تمرکز روی نماد خاص
خطای دیگر، دنبال کردن تعداد زیادی جفتارز است. بسیاری تصور میکنند هرچه چارت بیشتری ببینند، فرصت بیشتری پیدا میکنند. اما حقیقت این است که هر جفتارز رفتار خاص خودش را دارد و شناخت آن تنها زمانی ممکن است که شما روی چند جفتارز محدود تمرکز کنید.
معاملهگران حرفهای معمولاً روی دو یا سه جفتارز مسلط میشوند. وقتی روی چند جفتارز تمرکز میکنید، رفتارش را درک میکنید، ریتم حرکتی آن را میشناسید، و تصمیمات دقیقتری میگیرید. اما وقتی ۲۰ چارت جلوی شما باز است، ذهن شما شلوغ میشود و نتیجهی آن فقط معاملات احساسی و بیکیفیت است.
و در نهایت، یکی از ویرانگرترین تصوراتی که معاملهگران را نابود میکند، انتظار سود ثابت ماهانه است. بسیاری از افراد فکر میکنند هر ماه باید یک درصد مشخص پول دربیاورند؛ مثل حقوق ماهانه. اما بازار فارکس چنین ساختاری ندارد. گاهی ماهها عالی است، گاهی معمولی و گاهی حتی سخت. حرفهایها به جای تمرکز بر سود ماهانه، روی رشد سالانه پایدار تمرکز میکنند. فشار برای سود ثابت باعث میشود فرد وارد معاملات عجولانه شود، کیفیت تحلیلش پایین بیاید و در نهایت به سمت ضررهای شدید حرکت کند.
در نهایت باید پذیرفت که مشکل اغلب در استراتژی نیست؛ مشکل در خود معاملهگر است. کسی که دفترچهی معاملاتی ندارد، اشتباهاتش را تحلیل نمیکند، نظم ندارد، صبور نیست و از بازار انتظارهای غیرواقعی دارد، حتی اگر بهترین سیستم دنیا را داشته باشد باز هم شکست میخورد.
معاملهگری پیش از آنکه هنر تحلیل باشد، هنر شناخت خود است. هرچه بیشتر روی خود کار کنید، احساساتتان را مدیریت کنید، نظم را در رفتارتان نهادینه کنید و اشتباهاتتان را به تجربه تبدیل کنید، احتمال موفقیت شما بسیار بیشتر میشود. فارکس جای قمار، انتقام یا عجله نیست؛ اما برای کسی که یاد میگیرد، صبور میماند و مسیر درست را طی میکند، میتواند به یکی از بهترین فرصتهای مالی تمام زندگی تبدیل شود.
کسانی که دنبال این مقاله بودند، این عناوین را هم جستجو کرده اند:






















