منظور از تعرفه های اقتصادی چیست؟ ترامپ چه تعرفه هایی را اعمال کرده است؟
تعرفهها در واقع یه جور مالیات روی کالاهای وارداتی هستن که کشورها گاهی برای حمایت از صنایع داخلی یا حتی فشار آوردن به کشورهای دیگه ازش استفاده میکنن. وقتی ترامپ با شعار «اول آمریکا» سر کار اومد، تعرفهها دوباره سر زبانها افتاد و باعث شد خیلی کشورها زیر فشار اقتصادی آمریکا قرار بگیرن. تو این مقاله میخوایم به زبان ساده بفهمیم تعرفهها دقیقاً چی هستن، چطور روی واردات و صادرات اثر میذارن، ترامپ به چه کشورهایی تعرفه زده و چین، اروپا و شرکای اقتصادی ایران چطور به این سیاستها واکنش نشون دادن. در ادامه با سایت نیما ایمانی همراه باشید.
عناوین مقاله منظور از تعرفه های اقتصادی چیست؟ ترامپ چه تعرفه هایی را اعمال کرده است؟:
- منظور از تعرفه در دنیا اقتصاد چیست؟
- تعرفهها چه تأثیری در واردات و صادرات دارند؟
- ترامپ به چه کشورهایی تعرفه اعمال کرده است؟
- این تعرفهها چه تأثیری در اقتصاد آمریکا دارد؟
- چین چه واکنشی نسبت به تعرفهها داده است؟
- کشورهای اروپایی چه واکنشی به تعرفههای ترامپ دادهاند؟
- آمریکا به کشورهای شریک اقتصادی ایران چه تعرفههایی اعمال کرده است؟
- جمعبندی
منظور از تعرفه در دنیای اقتصاد چیست؟
تعرفه (Tariff) به مالیاتی گفته میشود که دولتها بر کالاها و خدمات وارداتی و در مواردی صادراتی اعمال میکنند. هدف اصلی از وضع تعرفه، افزایش قیمت کالای خارجی در بازار داخلی است تا کالاهای تولید داخل قدرت رقابتی بیشتری پیدا کنند. تعرفهها معمولاً بهصورت درصدی از ارزش کالا (تعرفه ارزشمحور) یا بهصورت مبلغ ثابت به ازای هر واحد کالا (تعرفه مقداری) دریافت میشوند.
در اقتصاد جهانی، تعرفهها یکی از ابزارهای اصلی سیاست تجاری محسوب میشوند. دولتها از تعرفه برای اهداف مختلفی مانند حمایت از صنایع نوپا، افزایش درآمدهای دولت، کاهش وابستگی به واردات، یا حتی پاسخ به رفتارهای تجاری ناعادلانه سایر کشورها استفاده میکنند. البته اقتصاددانان جریان اصلی معمولاً بر این باورند که تعرفههای بالا در بلندمدت میتواند باعث کاهش رفاه مصرفکنندگان و افزایش هزینه تولید شود.
تعرفهها چه تأثیری در واردات و صادرات دارند؟
تعرفهها بهطور مستقیم بر حجم واردات تأثیر میگذارند. وقتی تعرفهای بر یک کالای وارداتی وضع میشود، قیمت نهایی آن در بازار داخلی افزایش مییابد. در نتیجه، تقاضا برای آن کالا کاهش پیدا میکند و مصرفکنندگان به سمت کالاهای داخلی یا جایگزینهای ارزانتر میروند.
از سوی دیگر، تعرفهها میتوانند بهطور غیرمستقیم بر صادرات نیز اثر بگذارند. اگر کشوری تعرفههای سنگینی اعمال کند، کشورهای دیگر ممکن است در پاسخ، تعرفههای تلافیجویانه بر صادرات آن کشور وضع کنند. این موضوع میتواند به کاهش صادرات، افت درآمد شرکتهای صادرکننده و حتی بروز جنگهای تجاری منجر شود؛ اتفاقی که در دوران ریاستجمهوری ترامپ بهوضوح مشاهده شد.
ترامپ به چه کشورهایی تعرفه اعمال کرده است؟
دونالد ترامپ از ابتدای سال ۲۰۱۸ رویکردی تهاجمی و یکجانبه را در سیاست تجاری آمریکا در پیش گرفت. دولت او با تکیه بر شعار «اول آمریکا» تلاش کرد از ابزار تعرفههای گمرکی برای کاهش کسری تجاری، حمایت از تولید داخلی و فشار بر شرکای تجاری استفاده کند. این سیاستها طیف گستردهای از کشورها، از رقبای اقتصادی گرفته تا نزدیکترین متحدان آمریکا را دربر گرفت.
چین؛ محور اصلی جنگ تجاری
مهمترین و گستردهترین تعرفههای دولت ترامپ علیه چین اعمال شد. آمریکا بر صدها میلیارد دلار از کالاهای وارداتی چینی تعرفه وضع کرد که شامل محصولات فناوری، تجهیزات صنعتی، فولاد، آلومینیوم و کالاهای مصرفی میشد. ترامپ چین را به رفتارهای تجاری ناعادلانه، یارانهدهی دولتی و نقض حقوق مالکیت فکری متهم میکرد. این اقدامات عملاً آغازگر یک جنگ تجاری تمامعیار میان دو اقتصاد بزرگ جهان شد که آثار آن به زنجیرههای تأمین جهانی نیز سرایت کرد.
اتحادیه اروپا؛ تنش با متحدان سنتی
دولت ترامپ تعرفههایی بر واردات فولاد و آلومینیوم از اتحادیه اروپا اعمال کرد و این اقدام را با استناد به ملاحظات «امنیت ملی» توجیه نمود. این تصمیم با واکنش تند بروکسل مواجه شد، زیرا اروپا خود را متحد استراتژیک آمریکا میدانست و این استدلال را غیرقابل قبول تلقی میکرد. این تعرفهها باعث افزایش تنشهای تجاری میان دو سوی آتلانتیک شد.
کانادا و مکزیک؛ فشار بر شرکای نزدیک
کانادا و مکزیک، بهعنوان دو شریک اصلی تجاری آمریکا و اعضای توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا)، نیز از سیاست تعرفهای ترامپ در امان نماندند. آمریکا بر فولاد و آلومینیوم وارداتی از این دو کشور تعرفه وضع کرد. این اقدام بهطور مستقیم روابط تجاری منطقهای را تحت تأثیر قرار داد و مذاکرات برای بازنگری در نفتا را پیچیدهتر کرد؛ مذاکراتی که در نهایت به توافق جدید موسوم به USMCA انجامید.
ژاپن و کره جنوبی؛ تهدید در صنعت خودرو
اگرچه آمریکا تعرفههای گستردهای بهصورت رسمی بر واردات خودرو از ژاپن و کره جنوبی اعمال نکرد، اما بارها این کشورها را به اعمال تعرفههای سنگین تهدید کرد. صنعت خودرو یکی از حساسترین بخشهای صادراتی این کشورها به آمریکا محسوب میشود و همین تهدیدها فشار زیادی بر توکیو و سئول وارد کرد و آنها را به مذاکره برای امتیازدهی تجاری سوق داد.
سایر کشورها؛ دامنه جهانی سیاست تعرفهای
علاوه بر موارد فوق، دولت ترامپ در مقاطع مختلف کشورهایی مانند ترکیه، هند و برزیل را نیز هدف تعرفهها یا تهدیدهای تعرفهای قرار داد. این اقدامات نشان میداد که سیاست تجاری ترامپ محدود به رقبا نبود و حتی کشورهای در حال توسعه یا متحدان منطقهای نیز میتوانستند مشمول فشارهای تجاری آمریکا شوند.
در مجموع، هدف اعلامشده ترامپ از اعمال این تعرفهها، کاهش کسری تجاری آمریکا، حمایت از صنایع داخلی و بازگرداندن مشاغل صنعتی به داخل کشور بود. با این حال، گستردگی این سیاستها باعث شد روابط تجاری آمریکا با بخش بزرگی از جهان وارد دورهای پرتنش و بیثبات شود.
این تعرفهها چه تأثیری در اقتصاد آمریکا دارد؟
تأثیر تعرفههای اعمالشده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ بر اقتصاد آمریکا، چندلایه، دوگانه و در برخی موارد متناقض بود. این سیاستها اگرچه با هدف حمایت از تولید داخلی و کاهش کسری تجاری اجرا شدند، اما در عمل پیامدهای مثبت و منفی متعددی برای بخشهای مختلف اقتصاد آمریکا به همراه داشتند.
در کوتاهمدت، برخی صنایع داخلی بهویژه در حوزه فولاد و آلومینیوم از این تعرفهها منتفع شدند. با افزایش تعرفه بر واردات فولاد و آلومینیوم، رقابت کالاهای خارجی کاهش یافت و تولیدکنندگان داخلی توانستند سهم بیشتری از بازار را در اختیار بگیرند. این موضوع باعث افزایش قیمت محصولات این صنایع و در برخی موارد رشد اشتغال موقت در کارخانههای داخلی شد. دولت ترامپ این نتایج را نشانهای از موفقیت سیاست «اول آمریکا» معرفی میکرد.
اما در مقابل، اثرات منفی تعرفهها بهتدریج در بخشهای گستردهتری از اقتصاد آمریکا نمایان شد. بسیاری از صنایع آمریکایی، از خودروسازی گرفته تا تولید لوازم خانگی و تجهیزات صنعتی، به مواد اولیه و قطعات وارداتی وابسته بودند. اعمال تعرفهها باعث افزایش هزینه واردات این نهادهها شد و هزینه تولید برای شرکتهای آمریکایی بالا رفت. در نتیجه، حاشیه سود کاهش یافت یا قیمت نهایی کالاها افزایش پیدا کرد.
این افزایش هزینهها در نهایت به مصرفکنندگان آمریکایی منتقل شد. مطالعات اقتصادی نشان داد که بخش قابلتوجهی از بار مالی تعرفهها را نه صادرکنندگان خارجی، بلکه مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی پرداخت کردند. بالا رفتن قیمت کالاهایی مانند خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات الکترونیکی و حتی برخی مواد غذایی، قدرت خرید خانوارها را کاهش داد و فشار تورمی ایجاد کرد.
یکی دیگر از پیامدهای مهم تعرفههای ترامپ، تأثیر منفی آن بر بخش کشاورزی آمریکا بود. چین که یکی از بزرگترین بازارهای صادراتی محصولات کشاورزی آمریکا محسوب میشود، در واکنش به تعرفههای واشنگتن، تعرفههای تلافیجویانهای بر کالاهایی مانند سویا، ذرت، گوشت و پنبه اعمال کرد. این اقدام باعث افت شدید صادرات کشاورزی آمریکا شد و بسیاری از کشاورزان با زیانهای سنگین مواجه شدند.
در واکنش به این وضعیت، دولت آمریکا مجبور شد برای جلوگیری از نارضایتی گسترده در مناطق کشاورزی، میلیاردها دلار یارانه و کمک مالی به کشاورزان پرداخت کند. این یارانهها اگرچه بخشی از خسارتها را جبران کرد، اما فشار مضاعفی بر بودجه دولت فدرال وارد ساخت و عملاً بخشی از هزینههای جنگ تجاری از منابع عمومی تأمین شد.
در مجموع، میتوان گفت تعرفههای ترامپ اگرچه در کوتاهمدت منافع محدودی برای برخی صنایع خاص ایجاد کرد، اما در بلندمدت باعث افزایش هزینه تولید، رشد قیمتها، آسیب به صادرات و تشدید نااطمینانی در فضای کسبوکار آمریکا شد. این تجربه نشان داد که استفاده گسترده از تعرفهها، حتی برای اقتصادی بزرگ مانند آمریکا، میتواند تبعاتی فراتر از اهداف اولیه سیاستگذاران به همراه داشته باشد.
چین چه واکنشی نسبت به تعرفهها داده است؟
چین در برابر تعرفههای گستردهای که دولت دونالد ترامپ بر کالاهای وارداتی این کشور اعمال کرد، رویکردی فعال و چندبعدی در پیش گرفت. واکنش پکن صرفاً محدود به اعمال تعرفههای متقابل نبود، بلکه مجموعهای از اقدامات اقتصادی، تجاری و راهبردی را در بر میگرفت که هدف آن کاهش آسیبپذیری اقتصاد چین در برابر فشارهای آمریکا بود.
در گام نخست، چین سیاست مقابلهبهمثل تعرفهای را اجرا کرد. دولت چین تعرفههایی بر طیف گستردهای از کالاهای وارداتی از آمریکا اعمال نمود که شامل محصولات کشاورزی مانند سویا، ذرت، گندم، گوشت، و همچنین خودروها، قطعات صنعتی و برخی کالاهای مصرفی میشد. انتخاب این کالاها کاملاً هدفمند بود، زیرا بخش کشاورزی و خودروسازی آمریکا نقش مهمی در اقتصاد ایالتهای حامی ترامپ داشتند. در نتیجه، این تعرفهها فشار سیاسی داخلی قابلتوجهی بر دولت آمریکا وارد کرد.
همزمان با اقدامات تعرفهای، چین تلاش کرد وابستگی خود به بازار آمریکا را کاهش دهد. پکن بهطور جدی به دنبال تنوعبخشی به شرکای تجاری خود رفت و روابط اقتصادیاش را با کشورهایی در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اروپا گسترش داد. ابتکار «کمربند و جاده» در این دوره اهمیت بیشتری پیدا کرد و به ابزاری برای تقویت صادرات و سرمایهگذاری خارجی چین تبدیل شد.
از سوی دیگر، چین واردات برخی کالاهای اساسی مانند سویا را از کشورهایی نظیر برزیل و آرژانتین افزایش داد تا اثر کاهش واردات از آمریکا را جبران کند. این سیاست باعث شد کشاورزان آمریکایی سهم قابلتوجهی از بازار چین را از دست بدهند؛ بازاری که بازگشت به آن حتی پس از کاهش تنشهای تجاری نیز با دشواری همراه بود.
چین همچنین تلاش کرد با حمایت از تولید داخلی و ارتقای فناوری، وابستگی خود به شرکتها و فناوریهای آمریکایی را کاهش دهد. سرمایهگذاری در صنایع پیشرفته، فناوریهای بومی و زنجیرههای تأمین داخلی در این دوره شدت گرفت؛ موضوعی که در بلندمدت به یکی از اهداف راهبردی اقتصاد چین تبدیل شد.
در نهایت، پس از ماهها تنش و مذاکره، دو کشور در اوایل سال ۲۰۲۰ به توافقی موسوم به توافق تجاری فاز اول دست یافتند. بر اساس این توافق، چین متعهد شد حجم مشخصی از کالاها و خدمات آمریکایی را خریداری کند و آمریکا نیز بخشی از افزایش تعرفهها را متوقف کرد. با این حال، بخش قابلتوجهی از تعرفههای اعمالشده از سوی هر دو کشور همچنان پابرجا ماند و اختلافات ساختاری میان دو اقتصاد بزرگ جهان بهطور کامل حلوفصل نشد.
در مجموع، واکنش چین به تعرفههای آمریکا نشان داد که این کشور صرفاً به اقدامات کوتاهمدت بسنده نکرده و از جنگ تجاری بهعنوان فرصتی برای بازتعریف راهبردهای اقتصادی و تجاری خود در سطح جهانی استفاده کرده است.
کشورهای اروپایی چه واکنشی به تعرفههای ترامپ دادهاند؟
کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا در واکنش به سیاستهای تعرفهای دولت دونالد ترامپ، رویکردی ترکیبی از اعتراض حقوقی، اقدامات تلافیجویانه و تلاش برای مذاکره را در پیش گرفتند. از نگاه بروکسل، تعرفههایی که آمریکا بهویژه بر واردات فولاد و آلومینیوم از اروپا اعمال کرد، نهتنها غیرمنصفانه بود، بلکه با اصول و مقررات سازمان تجارت جهانی (WTO) نیز مغایرت داشت.
در نخستین مرحله، اتحادیه اروپا بهصورت رسمی این تعرفهها را محکوم کرد و آنها را تهدیدی برای نظم تجارت آزاد جهانی دانست. مقامات اروپایی تأکید داشتند که استناد آمریکا به «امنیت ملی» برای اعمال تعرفه، میتواند به یک رویه خطرناک در نظام تجارت بینالملل تبدیل شود و سایر کشورها را نیز به اقدامات مشابه ترغیب کند.
در پاسخ به اقدامات واشنگتن، اتحادیه اروپا تعرفههای تلافیجویانهای بر مجموعهای از کالاهای آمریکایی اعمال کرد. این کالاها شامل محصولاتی مانند موتورسیکلتهای هارلی دیویدسون، ویسکی بوربون، شلوار جین، کره بادامزمینی و برخی محصولات کشاورزی بود. انتخاب این اقلام نیز هدفمند انجام شد، زیرا بسیاری از آنها در ایالتهای صنعتی یا کشاورزی آمریکا تولید میشدند و میتوانستند فشار سیاسی داخلی بر دولت ترامپ ایجاد کنند.
همزمان با اقدامات تلافیجویانه، اتحادیه اروپا پروندهای حقوقی علیه آمریکا در سازمان تجارت جهانی مطرح کرد و خواستار بررسی مشروعیت تعرفههای اعمالشده شد. این اقدام نشاندهنده تلاش اروپا برای حل اختلافات تجاری از مسیرهای چندجانبه و حقوقی، بهجای تشدید تقابل مستقیم بود.
در کنار این اقدامات، اروپا تلاش کرد کانالهای گفتوگو و مذاکره با آمریکا را باز نگه دارد. مقامات اروپایی بارها اعلام کردند که ترجیح میدهند اختلافات تجاری از طریق مذاکره حلوفصل شود و از تبدیل شدن آن به یک جنگ تجاری تمامعیار جلوگیری گردد. با این حال، فضای بیاعتمادی ناشی از سیاستهای یکجانبه ترامپ، روند مذاکرات را دشوار کرده بود.
این تنشهای تجاری پیامدهای سیاسی و اقتصادی گستردهتری نیز برای روابط فراآتلانتیک به همراه داشت. روابط سنتی و استراتژیک آمریکا و اروپا که سالها بر پایه همکاری اقتصادی و امنیتی شکل گرفته بود، در دوره ترامپ با چالشهای جدی مواجه شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سیاستهای تعرفهای ترامپ باعث شد اروپا بیش از گذشته به دنبال تقویت استقلال اقتصادی و تجاری خود و کاهش وابستگی به تصمیمات یکجانبه آمریکا باشد.
در مجموع، واکنش اروپا به تعرفههای ترامپ ترکیبی از مقاومت، مذاکره و بازتعریف نقش خود در نظام تجارت جهانی بود؛ واکنشی که نشان داد حتی نزدیکترین متحدان آمریکا نیز در برابر سیاستهای تجاری تهاجمی، رویکردی منفعلانه اتخاذ نخواهند کرد.
آمریکا به کشورهای شریک اقتصادی ایران چه تعرفههایی اعمال کرده است؟
در بررسی سیاستهای اقتصادی آمریکا علیه ایران و شرکای تجاری آن در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، نکتهای بسیار مهم وجود دارد: ابزار اصلی فشار آمریکا، تعرفههای کلاسیک تجاری نبود، بلکه تحریمهای اقتصادی و بهویژه تحریمهای ثانویه بود. این تمایز، برای درک درست سیاست واشنگتن در قبال ایران و شبکه تجاری آن، اهمیت زیادی دارد.
پس از خروج رسمی آمریکا از توافق هستهای برجام در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران اجرا کرد. در چارچوب این سیاست، ایالات متحده مجموعهای گسترده از تحریمها را علیه بخشهای کلیدی اقتصاد ایران، از جمله نفت، بانکداری، حملونقل، بیمه و انرژی اعمال کرد. این تحریمها بهطور مستقیم متوجه ایران بودند، اما اثر اصلی آنها متوجه کشورهای شریک اقتصادی ایران شد.
برخلاف تعرفههای تجاری که بهصورت مالیات بر واردات یا صادرات اعمال میشوند، تحریمهای ثانویه آمریکا به این معنا بود که هر کشور، شرکت یا بانکی که با ایران همکاری اقتصادی داشته باشد، ممکن است از دسترسی به بازار آمریکا، نظام مالی بینالمللی و دلار محروم شود. این تهدید، عملاً بسیار پرهزینهتر از اعمال تعرفه برای شرکای تجاری ایران بود.
در نتیجه، آمریکا بهجای وضع تعرفه مستقیم بر کالاهای کشورهای همکار با ایران، آنها را در برابر یک انتخاب سخت قرار داد: ادامه تجارت با ایران یا حفظ روابط اقتصادی با آمریکا. از آنجا که اقتصاد آمریکا و نقش دلار در تجارت جهانی اهمیت بالایی دارد، بسیاری از کشورها و شرکتهای بینالمللی ترجیح دادند همکاری خود با ایران را کاهش دهند یا بهطور کامل متوقف کنند.
کشورهایی مانند چین، هند، ترکیه، کره جنوبی، ژاپن و برخی کشورهای اروپایی که پیشتر از شرکای مهم تجاری ایران بودند، تحت فشار شدید آمریکا قرار گرفتند. اگرچه در برخی مقاطع، معافیتهای موقتی برای واردات نفت ایران به بعضی کشورها اعطا شد، اما این معافیتها محدود و کوتاهمدت بودند و در نهایت لغو شدند.
در مواردی که آمریکا از ابزار تعرفه استفاده کرد، این تعرفهها مستقیماً به ایران مرتبط نبودند، بلکه بخشی از سیاستهای کلی تجاری ترامپ علیه کشورهایی مانند چین، ترکیه یا اتحادیه اروپا محسوب میشدند. با این حال، همزمانی این تعرفهها با تحریمهای ایران، فشار اقتصادی مضاعفی بر کشورهایی وارد کرد که روابط تجاری نزدیکی با ایران داشتند.
در مجموع، میتوان گفت آمریکا در قبال ایران و شرکای اقتصادی آن، تعرفه را بهعنوان ابزار اصلی بهکار نگرفت، بلکه با استفاده از تحریمهای ثانویه و نفوذ اقتصادی خود، عملاً هزینه تجارت با ایران را برای سایر کشورها بهشدت افزایش داد. این رویکرد نشاندهنده تفاوت اساسی میان سیاست تعرفهای آمریکا در قبال رقبای تجاری مانند چین و سیاست فشار اقتصادی آن در قبال ایران است.
جمعبندی
تعرفههای اقتصادی ابزاری مهم اما پرهزینه در سیاستگذاری تجاری هستند. تجربه دوران ترامپ نشان داد که اعمال تعرفههای گسترده میتواند در کوتاهمدت از برخی صنایع حمایت کند، اما در بلندمدت هزینههایی جدی برای مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و روابط بینالملل به همراه دارد.
سیاستهای تعرفهای ترامپ، بهویژه علیه چین و اروپا، باعث شکلگیری جنگهای تجاری شد که آثار آن هنوز در اقتصاد جهانی احساس میشود. این تجربه بار دیگر نشان داد که در دنیای بههمپیوسته امروز، تصمیمات تجاری یک کشور میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای آن داشته باشد.
همچنین میتوانید ویدیو تحلیل آینده اقتصاد جهانی را هم مشاهده فرمایید.
کسانی که دنبال این مقاله بودند، این عناوین را هم جستجو کرده اند:
























